دیالکتیکا
چطور از طبیعت درس بگیریم

درس‌هایی از طبیعت در باب زندگی

طبیعت برای ما اهمیتی ژرف دارد، نه به خاطر زیبایی هایش بلکه به این خاطر که به عنوان عنصری تجلی بخش و الهام‌بخش می‌تواند زندگی ما را تحت تأثیر قرار دهد. طبیعت می‌تواند زخم عقاید نادرست ما را مرهم بخشد. اما چطور باید از طبیعت درس بگیریم؟

طبیعت با تمام زیباییش آیا می‌تواند به کمک زندگی ما بیاید؟ آیا می‌توان به یک منظره زیبای درختان جنگلی نگاه کرد و نمود عینی آن را در زندگی شخصی پیدا کرد؟ خبر خوش اینکه طبیعت و مناظر طبیعی درس‌های فراوانی برای ما و زندگی فردی ما دارد. تنها می‌بایست خوب به آن‌ها توجه کرد و به حرفشان گوش داد. در این مقاله قصد داریم درس‌هایی از طبیعت را به شما بگوییم که تا به حال به آن توجه نکرده‌اید. درس‌هایی که می‌تواند در عین سادگی بسیار تسلی‌بخش و حیاتی باشند.

 

باورهای ما در زندگی از کجا آمده‌اند؟

ما در زندگی بر پایه باورها و ارزش‌های زیادی زندگی می‌کنیم که راه زندگی را به ما نشان می‌دهند. یکی از این باورها، اعتقاد به آزادی مطلق است. باوری که به ما می‌گوید این ما هستیم که با اعمال و تلاش‌های خود سرنوشت خود را تعیین می‌کنیم، ما آزادیم تا انتخاب کنیم و به آرزوهایمان برسیم و اگر در جایی به چیزی که می‌خواستیم نرسیده‌ایم، مشکل از ما بوده است. این باور یکی از اصلی ترین دیدگاه های ما در زندگی مدرن است.

از طرفی دیگر، این ایدئولوژی دائماً در گوش ما زمزمه می‌کند که با صرف وقت و تلاشی بی‌انتها و کمی شانس به آن رویای دیرینه دست خواهیم یافت، رویایی در مورد شغل دلخواه ، خواسته‌ای که از روابطمان داریم و یا قول‌هایی که به خود می‌دهیم. ( مقاله فلسفه چطور می‌تواند باورهای اشتباه ما را از بین ببرد چند مورد از ارزش‌های نادرست جامعه را بررسی می‌کند.)

درس‌هایی از طبیعت که باید بشناسیم

این دیدگاۀ بی نهایت خوش‌بینانه در کمال خوش‌بینانه بودن و زیبایی درست همانند سرچشمه‌ای است که تمام رنج‌ها و آزردگی‌های خاطرِ پوچِ ما از آن می‌جوشد.

در زندگی سخت می‌کوشیم به موانعی که در سر راه قرار داده می‌شوند برنخوریم، که درست در همین مواقع است که از انواع مختلف آزردگی و رنجش خاطر رنج می‌بریم. ولی افسوس اینکه با این همه سخت کوشی فراوان، سرانجام این موانع خود را به ما تحمیل می‌کنند و ما هم برخلاف تلاشی که کردیم، دلخوری‌مان باز هم بیشتر می‌شود.

 

باورهای ما چطور در طبیعت نمود عینی پیدا می‌کند؟

اجتناب ناپذیری یک از ارکان اصلی طبیعت است. درختی پربار و زیبا مجبور است در پاییز برگ هایش را بر زمین بریزد، کنارۀ رودخانه از شدت جریان زیاد آب فرسوده می‌شود، دریا محکوم به جزر و مَد است و گیاهان سبز مجبور به تحمل علف‌های هرز میان آن‌ها. قوانین طبیعت اجرا می‌شوند، قوانینی که نه کسی آن‌ها را وضع کرده و نه چیزی یارای مقابله با آن را دارد.

وقتی در مورد طبیعت فکر می‌کنیم ( جنگلی سبز یا اقیانوسی کبود) ناخودآگاه در حال مرور کردن قوانینی هستیم که در زندگی ما هم نقش به سزایی دارند. ما هم باید بالغ شویم، پیر شویم، سختی‌ها و دردهایی را تحمل کنیم، گاهی بیمار شویم و در آخر هم به نحوی درخت وجودمان با تبر نصف می‌شود.

درست مانند طبیعت، ما را هم آن‌طور که باید، درک نمی‌کنند. ناخواسته مجبور هستیم نگرانی و دل‌مشغولی هایی را تجربه کنیم. هیچ‌گاه نمی‌توانیم دیگران را آن‌طور که آن‌ها از ما انتظار دارند، بفهمیم. ما هم در مورد رویاهایی که امیدی به وصالشان نداریم، فکر می‌کنیم. حسرت کسی بهتر که نیستیم را می‌خوریم. و از مهم‌تر سرانجام به این درک راستین می‌رسیم که نمی‌توانیم کسی باشیم که می‌خواهیم.

 

چه درس زندگی باید از طبیعت بگیریم؟

در آخر، چیزی که بیشتر از آن واهمه داریم، به صورت بی‌رحمانه‌ای اتفاق خواهد افتاد. با این حال اما، تسلی خاطر واقعی ما زمانی است که درک می‌کنیم فلاکت بر بار آمده از قوانین طبیعت پیروی کرده است. همانطور که یارای مقابله با آتشفشان را نداریم، نمی‌توانیم مانع مصیبت پیش‌آمده باشیم. می‌فهمیم که مشکلات زندگی تنها منحصر به ما ‌نمی‌شوند، زیرا فرقی نمی‌کند که درخت باشیم یا کوه و جنگل، در هر حال باید امتحانی را پس داد و زلزله‌ای، کوهی سرسخت در وجودمان را از هم جدا کند.

برای رهایی از نابسندگی روحی باید پیوسته به خود یادآوری کنیم که قوانینی که برای درختان، ابرها و دریاها وضع شده‌اند، در مورد ما هم صدق می‌کنند. نباید قوانین طبیعت، و کنترلی که در زندگی ما دارند را کتمان کنیم. باید بپذیریم نیرویی بزرگ‌تر و قدرتمند‌تر، بدون توجه به انتظارات ما، سرنوشت ما را در دست دارد. با اینکه همواره تلاش می‌کنیم که زندگی خوب و شادی داشته باشیم، باید این نکته را هم بپذیریم که زندگی همچون درختی رنجیده از طوفان می‌تواند اوقات تلخ و طاقت‌فرسایی داشته باشد. این درس زیبا از زندگی را مدیون استادی همچون طبیعت هستیم.

درس‌هایی از طبیعت در باب زندگی
۳٫۵ (۷۰٫۹۱%) ۱۱ votes

آرش نقدی

نوشتن درمان من است. چه وقتی کسی آن را بخواند چه نخواند، چه وقت بدانم چه می‌نویسم و چه وقت ندانم. نوشتن تجلی بخش تغییری است که دوست دارم در جهان شاهدش باشم.

1 دیدگاه

  • مقاله جالبی بود. نمیدونستم از طبیعت هم میشه درس زندگی گرفت. در کل ما به بسیاری از چیزهای کوچیکی که تو زندگیمون هست بی توجهیم. فقط دنبال چیزهایی هستیم که خارج از دسترسمون هست. در حالی که با یک نگاه به طبیعت همه چی دستگیرمون میشه. ممنونم.