دیالکتیکا
افزایش قیمت دلار و سکه

چطور از مشکلات روانی جامعه در امان بمانیم؟

با اینکه زندگی در دنیای مدرن مزایای بی‌شماری دارد؛ ولی این جهان پیشرفته در بیمار کردن ما تبحر خاصی دارد. آیا ما هم باید پا به پای این جامعه مدرن پیش برویم و خود را بیش از پیش آشفته کنیم؟

زندگی در دنیای مدرن و قرن ۲۱ ای اینکه یکی از شگفت‌انکیزترین تجربه‌هایی است که هر داوینچی، نیچه و فرویدی دوست داشت در آن حضور داشته باشد؛ ولی با این حال وضعیت روحی و روانی ما روز به روز بدتر می‌شود. به لطف رسانه‌‌های خبری، اخبار بد و ناراحت‌کننده از در و دیوار به بیرون می‌ریزند و کاری نمی‌کنند جز اینکه همواره آرامش ما را برهم می‌زنند و ما را به این خیال وا می‌دارند که همه چیز بد است! آیا ما هم باید پا به پای این جامعه مدرن پیش برویم و خود را بیش از پیش آشفته کنیم؟

برای اینکه بتوانید با آرامش بیشتری زندگی در این کره خاکی را تجربه کنید، لازم است با چند نکته آشنا شوید.

اخبار روز را دنبال نکنید

من به هیچ وجه از آن آدم‌هایی نیستم که به شما بگویم استفاده از گوشی هوشمند را کنار بگذارید و یا تمام حساب‌های اجتماعی خود را حذف کنید اصلاً مگر می‌شود این کار را کرد؟ به جای آن، سعی کنید با انگشتتان سوراخ دیوار مغزتان را پر کنید. کدام سوراخ؟

همان سوراخی که با یک لوله به مغز شما لحیم شده و دارد محتوای غیرضروری و مضر حال حاضر جامعه را در آن می‌ریزد. آن را ببندید. بزرگی و پراکندگی این سوراخ برای هر کس متفاوت است، به همین دلیل مثالی درباره آن نمی‌زنم! همه چیز روشن است. خودتان می‌دانید که چه باید بکنید. نگذارید افکار و پریشانی‌های آزاردهنده جامغه راهی به ذهن شما بیابند. اگر دوست دارید آرامش را تجربه کنید، لازم است یک فیلتر به مجرای ورودی مغزتان متصل کنید و تنها آن چیزهایی را وارد ذهنتان کنید که فکر می‌کنید واقعاً به کارتان می‌آبد. برای یک بار هم که شده، آن مغز بیچاره را تنها بگذارید!

مشکلات زندگی مردم در ایران

در بین دوستان، در مورد جامعه و مشکلاتش بحث نکنید

بله خودم هم می‌‎دانم که اصلاً سوژه اصلی صحبت‌های ما با اطرافیانمان همین جامعه و مشکلاتش است. به نظر شما باید در ابتدای جملۀ قبل یک متأسفانه بگذارم؟ متأسفانه بله! در واقع فرقی نمی‌کند که در چه رویداد، مهمانی، دورهمی و چیز دیگه‌ای حضور به هم رساندید، بلأخره یک بنده خدایی پیدا می‌شود که خبر روز قبل را پیش بکشد و این شود جرقه‌ای برای یک آتش بسیار سوزان! بگذارید یک توصیه به شما بکنم. اگر در این شرایط قرار گرفتید، خیلی محترمانه از آن شخص بخواهید که موضوع دیگری را برای وقت‌گذرانی در جمع انتخاب کند. شاید برچسب‌هایی با قیمت‌های ناعادلانه به شما بزنند، در هر صورت این کار بکنید.

خواندن اخبار روز ایران

اما اگر دیدید که به خرجشان نرفت و احساس کردند از این حرف کمی زخمی شده‌اند، به یک بهانه‌ای آن جمع را ترک کنید. لازم نیست به صورت خیلی واضح و صریح این کار را انجام دهید تا کسی از این رفتار عاقلانه شما برنجد! ولو اگر بازهم احساس کردید کسی رنجید، برایتان مهم نباشد. یادتان باشد که این شمایید که انتخاب می‌کنید. آرامش شما مهم است یا اهمیت به افکار یک سری آدمی که مجبورید با آن‌ها وقت بگذرانید؟

به فعالیت‌ها و سرگرمی‌های فردی بیشتر بها بدهید

این را گفتم چون فکر کردم وقتی کسی دو مورد قبلی را انجام بدهد، ناخودآگاه ممکن است حس کند وقت بیشتری برای لذت از زندگی دارد! اما…

«لذت؟ مگر می‌شود در این نابسامان فلج کننده حتی به لذت فکر کرد؟» راستش نمی‌دانم. شاید بشود شاید هم نه. اما سعی کردن حداقل کاریه که همه قادر به انجامش هستیم، چون واقعاً چیزی برای از دست دادن نداریم.

خیلی دوست دارم کلیشه نبافم ولی صادقانه بگم، خوندن کتاب یکی از بهترین فعالیت‌های فردی‌ای هست که می‌توان از آن نهایت لذت را برد. فکرش را بکنید، در این کشور زندگی می‌کنید، این همه اخبار بد از در و دیوار سرازیر، اونوقت شما در تخت نرم و راحت خود دراز بکشید و یک کتاب باز کنید که داستانش هیچ شباهتی به وضعیت فعلی شما ندارد! به این می‌گویند آرامش حقیقی!

مشکلات روانی در جامعه

دیگری پیاده روی کردن است وقتی که گوشی در جیب ندارید و کسی همراهتان نیست. راستش خودم هم به درستی این روش مطمئن نیستم ولی هر چه که هست تا الان خیلی خوب جواب داده. طوری که من به این نوع پیاده روی نگاه می‌کنم، یک جور درمان است! در حال راه رفتن نباید به ذهن خود چیزی را تحمیل کنید. بگذارید خودش هر کاری دوست دارد بکند. فرض کنید در لبۀ یک خیابان شلوغ و پر از ماشین نشسته‌اید و دارید تنها به ماشین‌ها نگاه می‌کنید، نه عملی، نه عکس‌العملی. همین کار را هم در مورد افکار خود در هنگام پیاده‌روی انجام دهید. آن‌ها را موشکافی نکنید. فقط بگذارید در ذهنتان جنبش کنند.

 نتیجه‌گیری!

حالا نوبت به این می‌رسد که دیگر از انجام جنین پیشنهادهایی سر باز نزنید. زیرا لذت از زندگی با اینکه در مواقع بسیاری خیلی نادر به نظر می‌رسد، اما تا حد کمی شدنی است. زیرا در سکوت و آرامش می‌توان از یک زندگی ساده لذت برد؛ تنها باید راه درست را در پیش بگیریم یا حداقل سعی کنیم. شاید بتوان اینطور نتیجه گرفت که شیوۀ زندگی ما در بَطنِ وجود، یک مشکل اساسی دارد و ما هم از آن بی‌خبر هستیم. شاید بتوان در این بحبوجه نابسامان جامعه، از این وضعیت اسفناک نجات پیدا کرد و راهی برای عاقل ماندن پیدا کرد و مشکلات روانی دنیای مدرن را به قعر اقیانوس نابودی بسپاریم.

چطور از مشکلات روانی جامعه در امان بمانیم؟۱ min read
3.8 (75%) 12 votes

آرش نقدی

نوشتن درمان من است. چه وقتی کسی آن را بخواند چه نخواند، چه وقت بدانم چه می‌نویسم و چه وقت ندانم. نوشتن تجلی بخش تغییری است که دوست دارم در جهان شاهدش باشم.

3 نظر

  • مورد ۱ که همون خواندن اخباره رو خیلی انجام میدم، به قدری که کارم به دکتر روانپزشک و این حرفا رسید. همشکلات روانی زندگی گریبان همه رو گرفته. شاید با انجام دادن مواردی که تو این مقاله بهش اشاره شده بشه از این آشفتگی ها کاست.

    • سلام دوست عزیز، حتی اگر راهی هم نبود شما خودت یک مسیری برای خودت درست کن. شک نکن اگه بخوای واقعاً از این جو دور باشی میتونی.