دیالکتیکا
عشق رمانتیک

ایدئولوژی رمانتیک‌ها چطور عشق را نابود کرد

عشق. این واژه در عین حال که بسیار تسلی‌بخش و زیباست، مانند سرابی در کویر می‌ماند که هیچ‌گاه قرار نیست به شیوه درستی آن را تجربه کنیم. اما آیا این ناکامی در عشق برگرفته از تعریف اشتباه ما از آن نیست؟

عاشق شدن درست همان احساسی است که در یک لحظه در تمام وجودمان جاری می‌شود. حسی که از اعماق وجودمان درکش می‌کنیم ولی درست نمی‌دانیم که چیست و از کجا می‌آید. شاید باید گفت عشق همان احساس است، احساسی مبهم و ناشناخته که اتفاقاً به این دلیل که نمیشناسیمش زیباست.

این تعریف خیلی از رمانتیک‌ها از عشق است.

اما شاید به سختی شود تعریفی عاقلانه و درست از عشق به معنای واقعی ارائه داد، شاید هم اصلاً تعریفی در کار نباشد. به هر حال سخت است در مورد موضوعی بیگانه و در عین حال روزمره مانند عشق صحبت کردن.

من هم به این سختی آگاهی کامل دارم و می‌خواهم تمام آن‌چیزی را بازگو کنم که بنظر من و خیلی‌ها عشق نیست. می‌خواهم آن باورهایی را در سخن بگنجانم که جهان رمانتیسم مدت‌هاست به ما تحمیل کرده و ما هم به ناچار دست رد به سینه‌اش نزدیم. شاید با دانستن چیزهایی که عشق نیست، یک قدم به دانستن این که عشق حقیقتاً چیست نزدیک شویم.

(می‌توانید برای آشنایی بیشتر با دیدگاه مدرن در مورد رضایت‌خاطر از رابطه به مقاله رضایت‌ در روابط عاطفی را چطور تجربه کنیم؟ مراجعه کنید.)

از قرن ۱۸ به بعد زندگی خیلی از انسان‌ها تحت تأثیر یک ایدئولوژی به نام رمانتیسم (Romanticism) قرار گرفت. این تأثیر به شدت در ادبیات، فلسفه، موسیقی و سینما احساس می‌شد و به قدری شدت داشت که تا زمان ما هم پابرجا مانده. از تمام داستان‌های عاشقانه و رمان‌ها گرفته تا پایان همۀ فیلم‌های عاشقانه هالیوودی، ‌و آهنگ‌های پاپ و شبکه‌های اجتماعی. همۀ آن‌ها پر از باورهایی کهنه و رمانتیک از عشق هستند.

باورهای مهم ایدئولوژی رمانتیک‌ها شامل موارد زیر است:

دید بسیار مثبت به ازدواج

امیدواری خوش‌بینانه و عمیقی در ازدواج وجود دارد، این نوع امیدواری به ما می‌گوید که می‌توان لذت زندگی را یک عمر با یک نفر شریک شد. یعنی اصولاً ازدواجی که به ما خوشی ندهد همان بهتر که نباشد. همان لذت‌هایی که در ابتدای یک رابطه به سراغ مان میاید باید تا آخر زندگی همراه ما باشند. در واقع رمانتیسم ازدواج را به روش قدیمی خود که اجبار یا بقای نسل بود گرفت و آن را با عشقی فرازمینی و احساسی در آمیخت تا این دو یکی شوند. یعنی یک یک زندگی مشترک با عشقی جاودانه.

عشق یعنی خداحافظی با احساس تنهایی

یکی از اساسی‌ترین باورهای رمانتیکی این است که عشق واقعی یعنی پایان تنهایی ما. اصلاً خیلی‌ها به این خاطر وارد رابطه می‌شوند و حتی ازدواج می‌کنند. به عبارتی دیگر شریک واقعی زندگی یعنی کسی که بتواند تمام وجود ما را درک کند و تنهایی را از ما بزداید. از آن عجیب‎‌تر اینکه این آدم استثنایی باید بدون اینکه حرفی زده شود، بتواند ذهن معشوق خود را بخواند و او را بفهمد. برای اینکه این فرد بتواند این ویژگی فرازمینی را در خود داشته باشد، باید به روح ما نفوذ پیدا کند. درست همان چیزی که در فیلم‌های علمی-تخیلی دیده‌ایم.

انتخاب همسر یا دوست باید توسط احساسات انجام گیرد

برای رمانتیک‌ها ازدواج عاقلانه اصلاً عاقلانه نیست، به همین خاطر جای آن رابا ازدواج احساسات جایگزین کرد. این احساس همانی است که در راه رفتن در خیابان و دیدن چهره‌ای، یا جزئیاتی خاص از چهره در عاشق به وجود می‌آید. حسی غریزی از عمیق‌ترین اعماق وجود که فقط به ما یک چیز می‌گوید: « من درست فکر می‌کنم» در واقع این انتخاب هرچه قدر بیشتر بر پایه احساسات باشد و کمتر بر پایه دلیل، اهمیت و درستی بیشتری دارد. سلطۀ غریزه و احساسات بر انتخابات ما شاید به این دلیل باشد که ما در زندگی خود به اندازه کافی عاقلانه ناعاقلانه عمل کردن را تجربه کردیم.

 عشق واقعی یعنی علاقه به تمام جنبه‌های معشوق

این یکی واقعا زیباست، عشق رمانتیک یعنی اینکه همه چیز معشوق خود را بپذیریم و دوست داشته باشیم. این را نیز می‌شود گفت که اگر یکوقت به معشوق خود بگویید: « باید خودتو عوض کنی» یعنی اینکه روزهای آخری رابطۀ خود را سپری می‌کنید. شاید آخرین چیز و وحشتناک‌ترینی درخواستی که یک عاشق واقعی رمانتیک از شریک خود دارد این است که از او بخواهد بخش‌های از شخصیت خود را تغییر دهد. ایدۀ پذیرفتن کسی با تمام عیب و ایرادهای شخصیتی خود در ظاهر بسیار پسندیده به نظر می‌آید. امان از رمانتیک‌ها !

در واقع کاری که رمانتیسم خیلی خوب انجام می‌دهد سیقل دادن باورهای ما در راستای ارزش‌های رمانتیکی است. در اینجا باید گفت که فاجعه‌بارترین و ناجوانمردانه‌ترین کاری که انسان می‌تواند انجام دهد رمانتیک بودن و از ایدئولوژی رمانتیک پیروی کردن است. هیچ چیز به انداره این دیدگاه باعث فلاکت زندگی اجتماعی ما نمی‌شود. دلیل پذیرفتن ایدئولوژی رمانتیسم به این دلیل است که عشق از نگاه آن‌ها والاتر از هرچیز دیگری است. حتی ترکیب رابطۀ جنسی با عشق را می‌توان یکی از دلایل علاقه مردم و پیروی کورکورانه مردم از آن دانست.

 

جایگزینی بهتر برای عشق رمانتیک چه می‌تواند باشد؟

اما چه کنیم که در یکی از حساس‌ترین و سخت‌ترین مراحل زندگی خود گرفتار رمانتیسم و ایدۀ گزاف آن شده‌ایم؟ حال نیاز است که جایگزینی کلاسیک‌تر و کاربردی‌تر را با چشمانی باز برای زندگی خود بنگاریم.

  • این که اگر رابطۀ جنسی و عشق باهم در زندگی ما نباشد، کاملاً عادی است.
  • این که صحبت در مورد پول و مادیات در ابتدای رابطه به صورت جدی و صادقانه خیانت به عشق نیست.
  • درک این قضیه که همۀ ما تا حدودی دارای مشکلات و ضعف‌هایی اساسی و عمیق هستیم که در شریک زندگی‌مان هم وجود دارد. (بخشش، لازم نیست اعدامش کنید!)
  • این که هیچ‌گاه نخواهیم توانست تمام چیزی که دوست داریم را در فردی دیگر بیابیم، آن‌ها هم چنین چیزی در ما نخواهند یافت. این حقیقت نه به این خاطر که مشکل از ماست بلکه به این خاطر که انسان هستیم.
  • این که گاهی باید بی‌رحمانه تلاش کنیم تا طرف مقابل خود را درک کنیم، با صحبت کردن می‌توان به این مهم دست یافت، باید قبول کرد عشق بر پایه احساسات نه کسی را عاشق واقعی می‌کند و نه ما را خوشبخت‌تر.

تمام این‌ دیدگاه‌ها برای داشتن آینده‌ای بهتر برای عشق است، آینده‌ای واقعی‌تر و کلاسیک و زیبا !

ایدئولوژی رمانتیک‌ها چطور عشق را نابود کرد۱ min read
4.1 (82.5%) 8 votes

آرش نقدی

نوشتن درمان من است. چه وقتی کسی آن را بخواند چه نخواند، چه وقت بدانم چه می‌نویسم و چه وقت ندانم. نوشتن تجلی بخش تغییری است که دوست دارم در جهان شاهدش باشم.

2 نظر

  • کلاً هر چیزی که به عشق و رابطه های عاطفی مربوط بشه، داشتن تعریف درست ازش سخته. چیزی که شما در این مقاله مد نظر داشتین یک جود دید واقع گرایانه تر و نه خرافی و خام از عشق بود. با این حال اما من نمیتونم از شریک زندگی خودم توقع نداشته باشم.

    • شما درست میگی. توقع داشتن از شریک زندگی یک امر کاملاً طبیعیه. ولی در مواقعی این انتظار بیش از حد میشه و دو طرف از هم توقعات بیجایی دارند. یکی از مهمترین مهارت‌های زندگی داشتن هوش عاطفی هست. این مهارت به شما کمک میکنه که به شریک خود بیش از حد وابسته نشید.